خانه > فناوري اطلاعات > ۴۴- گام بعدی شاید تغییر الگو

۴۴- گام بعدی شاید تغییر الگو

دوستان توی نظرات پست قبل گفته بودند که نسل جدید ما نسلیه که کودک ۶ ساله اون به اندازه یک فرد ۶۰ ساله زمان خودش اطلاعات داره یا حتی بیشتر. البته من منکر این نمیشم که دوران ما عصر اطلاعات و دنیا مدیا یا به قول خودمون رسانه باعث شده که ورودیهای افراد به نسبت گذشته چه از لحاظ کمی و چه کیفی در سطح بالاتری نسبت به گذشته قرار داشته باشه. خوب انتظاری هم از عصری که دستخوش موج سوم یا همون عصر اطلاعاته نمیشه داشت. اما چند نکته رو لازم می دونم تشریح کنم که اتفاقا امروز طی سمیناری که پیش دکتر ربیعی بودم ازش یاد گرفتم. فکر می کنم توجه به این نکات نقش مهمی در ایجاد مبنایی برای توسعه یک جامعه اطلاعاتی داشته باشه.

اولین نکته اینه که اگر نگاه علمی و نه عامیانه به سطوح ادراک داشته باشیم می بینیم که انسان در جامعه اطلاعاتی میتونه صاحب چند سطح از ادراک باشه که در شکل زیر نشان داده شده.

و این سطوح دقیقا یک ساختار هرمی شکل داره که هر چی از سمت داده به بالا حرکت می کنی اندازه (کمی) اون در جامعه کمتر میشه. همچنین سطوح بالای ادراک دقیقا با اتکا بر لایه های پایینتر شکل می گیره.

خوب اگر برگردیم به بحث٬ جامعه ما بر خلاف یک جامعه اطلاعاتی توسعه یافته اعضاش داده محور هستند تا اطلاعات و یا دانش محور. اینه که به نظر میرسه یک کودک از یک انسانه ۶۰ ساله بیشتر اطلاعات داره. در واقع این طور نیست چون افراد نسل جدید بیشتر در مقابل هجمه رسانه ای قرار داشتند به مرور داده های بیشتری رو ذخیره می کنند و کمتر تحلیل می کنند که به اطلاعات و دانش دست پیدا کنند. در واقع برهه ای از این عصر در کشور ما اینطور شده که آنقدر جریان انتقال داده از طریق رسانه ها سرعت گرفته که کمتر زمانی برای تحلیل و استنتاج و ایجاد اطلاعات و دانش پیدا میشه. و رفته رفته افراد یادشون میره که چطور میشه این داده ها رو تحلیل کرد و به اطلاعات یا دانش تبدیل نمود.

نتیجه این که انسان امروزی داده های انتقال یافته از رسانه رو تماما می پذیره و از این سطح خارج نمیشه. نشونه این منش رو هم میشه در پاسخ به سوالاتی که از افراد در طول روز می پرسیم دنبال کنیم. کمتر افرادی پیدا میشند که به ما پاسخی تحلیلی٬ نگاه جدیدی به مسایل و یا چیزی بیش از آنچه خودمان از پیرامون می توانیم ادراک کنیم جواب بدهند.

اینطور میشه که حتی سطح تولید علم ما هم ترجمه ای می شود. یا در سطح پایینتر کپی و پیست کردن مطالب. اگر در محتوهای فارسی روی وب گشتی بزنید خواهید دید که به کرات کپی و برداشتهایی از همدیگر به چشم می خورد حتی بدون اضافه و کم شدن تحلیلی و یا این که اغلب ترجمه ای هستند. در صورتی که جوامع توسعه یافته یا یک جامعه اطلاعاتی همونطور که در شکل می بینید عمدتا در سطح اطلاعات و دانش گسترده شده اند. این بدین معنا نیست که این اطلاعات و دانش بر داده ها استوار نیست. بلکه نقش ذخیره سازی داده ها و حتی گاهی ساخت اطلاعات و دانش را سیستم های اطلاعاتی بر عهده دارند و افراد این فرهنگ رو بدست آوردند که این نقش رو واگذار کنند.

البته نکته ای که در کشور ما مشهود است لایه سطح حکمت یا بینش است. در جوامع اطلاعاتی امروزی به سختی می توان به اندازه انگشتان دست از افرادی نامبرد که در این سطح قرار داشتن باشند ولی ما علامه جعفری٬ علامه کرباسیان٬ علامه حسن زاده آملی کم نداریم و این نکته جای تامل داره.

با این حال برای دستیابی به یک جامعه اطلاعاتی یا همون دانایی محور که این همه اساتید فناوری اطلاعات میگند ما نیاز به یک تغیر الگو در جامعه از الگوی راست به الگوی چپ داریم البته تا سطح دانش منظورمه. و این اتفاق نمیفته مگر این که از سطح تحصیلات پایه شروع کنیم شیوه های استنتاج داده ها و اطلاعات رو آموزش بدیم و در کنار اون ایجاد فرهنگ استفاده از سیستم های اطلاعاتی. خوب فکر کنم اون گره لازم به پست قبلی برقرار شد. قصه ها ابزارهای خوبی برای ایجاد قدرت استنتاج هستند و ما رو غیر مستقیم و با ادراک تمثیلی به فضای دانش و حتی گاهی حکمت می کشونند.

حرف آخر: جاتون خالی خیلی وقت بود سمنو نخوردم. تقریبا چند سالی میشه. الان که دارم می نویسم یه کاسه سمنو کنار دستمه. اینه که سر و تهش رو زود هم آوردم تا به اصل مطلب بپردازم. اوخ یادم رفت دیروز روز معلم بود. یاد همه معلمهام به خصوص معلم کلاس اولم بخیر. چراغ زندگیم بوده و هستند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • email
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Technorati
  • Add to favorites
  • PDF
  • Twitter
  • RSS
توجه: همه خوانندگان با كليك كردن بر روي عبارت پاسخ علاوه بر پاسخ دادن به يك ديدگاه درج شده مي توانند از طريق ايميل به صورت خودكار خواننده مورد نظر را كه به آن پاسخ مي دهند از پاسخ خود مطلع سازند.