۳۴- شایعات
شایعاتی مبنی بر کم آوردن من به گوش میرسه. من اساسا موضوع رو تکذیب می کنم. چون بحث علمی که به جای خود٬ حتی به نظر من در مورد هیچی هم میشه با تفصیل فراوان و به گونه ای جذاب نوشت. بماند برای اثبات این موضوع هم که شده یه سلسله پست خفن علمی در مورد معماری رو که توی برنمه داشتم بنویسم از این هفته شروع می کنم. میگند عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهدها. مصداق همینه.![]()
اینم که مدتی این مثنوی تاخیر شد به دلیل امتحاناته. این هفته و هفته آینده بدجور امتحان دارم. دیروز که امتحان مدلهای انتقال تکنولوژی بود. همچین که امتحان شروع شد شروع به نوشتن کردم و یک ساعت و چهل دقیقه یک بند نوشتم. پنچ صفحه خط به خط. آخرش دستم خسته شد ولی حرفهام تموم نشد.
آخه توی یه چندتا از سوالها استاد فرموده بودند در این مورد بحث کنید.![]()
چهارشنبه هم سرمایه گذاری مستقیم خارجی دارم. استاد روز آخر برگشت گفت چهار پنج تا سوال میدم یکی دوتاش جوابش یه صفحه ایه بقیه اش هم چند صفحه ای. مساله هم میدم!!
حالا از ما گفتن که ما تا به حال یه فرمول هم توی این درس ندیدیم مساله از کجا اونوقت؟ از استادم همین بس که نمی دونم مساله هم میدم.![]()
ولی با این حال از این هفته یه پست سری وار در مورد معماری رو شروع می کنم. چون جاش رو خیلی خالی می بینم توی مطالب فارسی.
حرف آخر: دیروز داشتم به مباهله و فلسفه اون فکر می کردم. واقعا عجیب واقعه ای بوده. این که دو دسته بپذیرند که خدا در مورد اونها قضاوت کنه. یاد واقعه صفین افتادم. اینها هم می گفتند که خدا بین ما حکم کنه و باز هم یک طرف داستان علی (ع) بود. با این تفاوت که توی واقعه اول طرف مقابل اونقدر خدا رو قبول داشت که پا به میدان مباهله بذاره٬ ولی توی واقعه صفین جماعت کوردلی که دم از حکمیت می زدند٬ حکم خدا رو در عقل ناقص یکی مثل ابوموسی اشعری دنبال کردند. اگه کلاهمون رو قاضی کنیم می بینیم روزی که کار قضاوت با خدا افتاد نتیجه چی بود و روزی که کار با خلق خدا شد چی حاصل اومد. یکی به تثبیت نبوت انجامید و دیگری به تضعیف ولایت.
آخرين ديدگاهها