۱۵- إقرأ و ربک الاکرم الذی علم بالقلم (پله پله تا ملاقات خدا)
عید همتون مبارک٬
اونم از نوع خیلی زیادش. عید مبعث پیامبر اعظمه٬ پیامبر خاتم. خیلی وقتها فکر میکنم که خاتمیت پیامبر برای چی بوده؟ چرا خدا سلسله پیامبرانی رو که یکصد و بیست چهار هزار نفرشون توی زمانهای مختلف وجود داشتند٬ بعد از پیامبر ختم کرد.
راستی هیچ وقت شده فکر کنید که اگه الان پیامبری بود٬ چقدر تشخیص حق ساده تر می شد. البته منکر حضور صاحب امر و سایه ولایت و امامتش نیستم٬ ولی فکر کردید اگر پیامبری در بین مردم حضور داشت چقدر دغدغه های ذهنی هر روزه ما حل می شد. دیگه اگه می خواستیم بگیم کسی حق میگه یا باطل٬ چیزی درسته یا غلط٬ رفتاری شایسته است یا نه٬ اعتماد کنیم که صورت چیزی با باطنش همخونی داره یا نه٬ به میزان و معیار مراجعه می کردیم. پیامبر یعنی معیار و میزان.
شاید تا امسال خیلی فلسفه ختمیت رسالت رو اینقدر درک نمی کردم. ولی وقتی رهبر امسال رو سال پیامبر اعظم معرفی کرد (یک روایت متفاوت نسبت به کلیشه های ذهنی از نام پیامبر)٬ اون صحبتهای اول سال و چیزهایی دیگه ای که توی جلسات و برنامه های مختلف در مورد پیامبر شنیدم. یه چیزی توی ذهنم برای پاسخ به این سوال تداعی شد. اون هم عظمت پیامبره.
خدا پیامبری رو برگزیده که الگوی یه انسان کامله. انسان کامل تعریفش چی بود؟ استاد مطهری در این مورد میگه که «انسان کامل یعنی انسانی که قهرمان همه ارزشهای انسانی است.» خوب فکر کنید شما یه نمونه کامل از یه پدیده رو خلق کردید. در واقع خلق یه نمونه کامل به معنی اتمام فرآیند الگوسازیه. به زبان ساده تر اگه خدا رسالت رو به پیامبر ختم کرده٬ این فقط و فقط میتونه به عظمت پیامبر مربوط بشه. یه جورایی خدا داره میگه دیگه این ته انسان کامل توی ظرف دنیاست. پس از این به بعد شمایید و آموختن. آموختن از الگو. هرکی به هر اندازه از الگو فاصله بگیره از ماموریتی که براش توی این دنیا اومده فاصله گرفته. پس توی دنیای بعدی باید از دورتر شروع کنه. دورتر از چی دورتر از خدا.
پس دیگه نیازی به پیامبرهای بعدی نیست. در واقع خدا با این کارش برای کسایی که بعد از پیامبر خلق شدند یه دستور کار ست کرده. مطالعه و الگوبرداری از نمونه کامل انسان. تا یه جایی هم امامان رو همراه کرده که مردم توی جریان این مطالعه به انحراف نرند و یواش یواش دست این بچه رو ول کرده که خودش روی پاش بایسته و تنها از دور سایه امامت رو بالای سر این بچه قرار داده تا بزرگ و بالغ بشه و بتونه خودش با جستجو و آموختن راهشو به سمت هدف پیدا کنه. رشد علم و بلوغ نگرش انسانها بعد از دوران پیامبر تا حالا رو توی ذهنتون مرور کنید. یه کم بیشتر دقت کنید.
آهان دارم میرم سر بخش بعدی مطلب پله پله تا ملاقات خدا که در مورد چرخه های عمر یه پدیده است. فعلا تا اینجاشو داشته باشید. راستی تصمیم گرفتم جوخه عبور از بحران ۲ رو هم تحریر کنم. ولی یه کم زمان نیازه تا یه چیزهایی رو منسجم و مکتوب کنم. در ضمن لازمه که اول داستان خود بحران رو براتون بگم تا بعد با یه دید کامل بتونیم عبور از بحران رو مرور کنیم.
آخرين ديدگاهها