بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘مديريت تكنولوژي’

۸۱- فرصتی برای نوآور بودن

۱۹ آبان ۱۳۸۸ محمد ۵ دیدگاه

اغلب فکر می کنیم که برای بروز خلاقیتمان و ارایه یک طرح نوآورانه باید

  • یک ربات پیچیده بسازیم،
  • یک محصول مبتنی بر فناوری نانو عرضه کنیم،
  • یک سازه پیچیده اتود بزنیم،
  • یک دستگاه صنعتی جدید طراحی کنیم،
  • یک نرم افزار با کاربردهای جدید بنویسیم،
  • یک …
    ولی به محض این که دست به کار می شویم، بزرگی مساله تحقق نتیجه را هدف می گیرد و در همان قدم های ابتدایی متوقف می شویم. هر کدام از ما پشت سرمان بسیاری از این ایده ها و تلاشهایی که به نتیجه نرسیده را داریم که به اینرسی ما در آینده اضافه می کند.

برای عرضه یک نوآوری بزرگ نیاز به انرژی سازنده اعتماد به نفس در بسته های کوچک ولی به صورت مداوم داریم و نوآوریهای کوچک می توانند تامین کننده این بسته های انرژی باشند. نوآوریهایی که نیازی به منابع فراوان و یا کمیاب، هماهنگی های پیچیده، دانش فنی سطح بالا، تیم کاری چند تخصصی و … نداشته باشند.

چیزی در این سطح ساده ولی خلاقانه و پرکاربرد:

barcode

این نوآوری که متعلق به یک شرکت ژاپنی است می تواند نمونه یکی از این بسته های کوچک انرژی باشد، که از قضا مورد استقبال هم واقع شده.

در ادبیات فارسی هم داریم که «سنگ بزرگ نشانه نزدن است.»

حرف آخر: چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

۲۸- مرور سناریویی از آینده

۱۷ آبان ۱۳۸۵ محمد ۱ دیدگاه

بالاخره دیروز برای اولین بار پروژه نماد رو به صورت عمومی و توی جمعی از مدیران و کارشناسان IT (اولین همایش ملی مدیریت فناری اطلاعات) پرزنت کردم. ولی نتیجه خیلی متفاوت تر از گذشته بود… اونقدر سعی کردم قضیه رو ساده تعریف کنم که همه بفهمند که بعد از پرزنت یه چند نفر اومدند گفتند این نماد رو چطور میشه دید… Sad یا می تونید یه جلسه پرزنت ازش بذارید ما دموی اون رو ببینیم. Surprise با این که هی وسط حرفهام گفتم بابا این آینده نگاری مثلا سال ۲۰۲۰ ممکنه اتفاق بیفته. اینا از این ور بوم افتادند. نه به اون قبلیها که می گفتند این یه خوابه٬ نه به اینها که فکر می کردند ما پیاده سازیش هم کردیم و آماده فروشه… به قول امیر علی «اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا با این مدیران و کارشناسان». البته تیکه آخرش از خودمه. شاید هم تقصیر خودم باشه که این سری خیلی ساده موضوع رو مطرح کردم.

راستی یه سوتی خیلی ناجور هم وسط پرزنت داده بودم که دوستان بعدش بهم گفتند. اوایل صحبتم گویا گفتم «این ارایه هم توی زمینه آینده نگاری یه بحث تخصصیه و هم توی زمینه معماری و چون دوستانی که این جا حضور دارند عمدتا تخصصشون توی حوزه فناوری اطلاعات به صورت عامه و احتمالا اون بخش اول رو نفهمند Confused من سعی می کنم بیشتر روی بخش دوم تمرکز کنم.»

بگذریم عنوان مقاله «آینده نگاری تکنولوژی در حوزه خدمات الکترونیکی» بود. فایل پرزنت این مقاله حجمش حدود ۱۲ مگابایته چون پر شکل و مدله به همین خاطر ازش یه فایل PDF ساختم. اینترنت پرسرعت پیدا کردم فایل PPT اون رو هم میذارم. فعلا فایل متن مقاله رو نمی تونم بذارم چون گفتند تا کتاب همایش منتشر نشده جایی ندیدش. (لینک دانلود فایل پرزنت – RAR)

دوستانی که با رویکردهای معماری به خصوص رویکردهای سرویس گرا آشنا هستند٬ قاعدتا مشکلی نخواهند داشت. برای این دسته باید بگم که هنر ما در طراحی سناریوی نماد از یک طرف بومی سازی آینده بر مبنای محدودیتهای بسیار زیاد حال حاضره که نماد با اون دست به گریبانه. این حاصل چالشهای مختلفی که سر سناریو نماد با بسیاری از مدیران و کارشناسان داشتیم و هر سوالی که مطرح می کردند و یا هر شبهه ای که به این سناریو می گرفتند باب جدیدی رو به روی ما باز می کرد و باعث می شد که سناریو نماد از لحاظ قابلیت توسعه فاصله اش با زمان حال کمتر بشه. البته بازم باید توجه داشت که همچنان یک سناریو آینده است٬ این آینده می تونه سه سال دیگه باشه یا ده سال دیگه. این فاصله رو میزان اهتمام ما (منظور مجموعه متخصصین کشور) که مشخص میکنه.

از طرف دیگه نکته حایز اهمیت در طراحی نماد توسعه پذیری و قابلیت انعطاف بسیار بالای اونه. تا حدی که می تونه یک نماد متمرکز تا دم در سازمانهای تامین کننده خدمات باشه یا هزاران نماد غیر متمرکز متصل یا حتی غیر متصل به نماد مرکزی که هر کدوم هم کاملا مستقل عمل می کنند و حتی میشه تا میز کار افرادی که در دل یک سازمان تامین کننده خدمت هستند هم معماری نماد تسری پیدا کنه. اگه این منطق درک بشه می بینید که چقدر از بحران یکپارچگی حله. در واقع نماد بیش از اینکه یه معماری باشه یه پروتکل معماریه. میگند آن کس است اهل بشارت که اشارت داند. توی این جمله های بالا راز الهام نماد رو نوشتم.

اما دوستانی که با این مفاهیم آشنا نیستند٬ اصلا مهم نیست. حتما یه نگاهی بهش بندازید بد نیست. فکر کنید یه پیشگو نشسته٬ رمل و اسطرلاب ریخته و داره از آینده میگه. نماد قصه ای از آینده است. سعی نکنید معماریشو درک کنید٬ فقط سعی کنید به کاربردهاش فکر کنید. فکر کنید که اگه یه روز این رویا به واقعیت بپیونده و یه همچین سیستمی وجود داشته باشه چه کارهایی رو می تونید به اون بسپرید و چه کارهایی رو نمیشه از این طریق انجام داد. این طوری یواش یواش می بیند که شما به موضوع احاطه پیدا کردید و دارید منطقش رو درک می کنید. تازه هر استثنایی هم که به ذهنتون برسه می تونه باعث تکامل این سناریو بشه. در واقع حداقل چیزی که می تونه خوندن سناریوها داشته باشه اینه که یه مسیر ذهنی از آینده به آدم میده. اگه این اتفاق بیفته ماموریت انجام پذیرفته. چون یکی از اهداف بنیادی آینده نگاری ایجاد وفاق عمومیه.

با این حال یه چند تا پست دیگه که در مورد معماری بنویسم فضای بحث به جایی میرسه که میشه نماد رو کامل فهمید بعد دوباره یه پلی بک می کنم به نماد. در ضمن سناریوها دو دسته هستند یا تجاریند و توسط شرکتها توسعه پیدا می کنند که در این صورت اسناد به کلی سری محسوب میشند چون مبنای مزیت رقابتی سازمانها در بازارهای آینده هستند و یا غیر تجاریند و توسط دولتها برای تعیین خط سیر آینده مشخص میشند. که در این صورت نماهای مختلف اون برای سطوح مختلفی از افراد قابل دسترسیه. این کار توی یه فضای تجاری توسعه پیدا کرده و این که مدیران شرکت قبول کردند که این موضوع به صورت عمومی مطرح بشه با رویکرد دوم بوده و تنها به یه دلیل و اون هم ایجاد وفاق عمومی برای ساخت آینده بوده. واقعیت اینه که برای اینکه آینده رو بسازیم باید یکی باید هزینه کنه. وقتی کسی به فکر نیست مسوولیت ما سلب نمیشه. حالا که یه شرکتی پیدا شده که اینطوری فکر کرده تعهد اخلاقیمون نسبت به حفظ مالکیت معنوی موضوع رو نباید از دست بدیم. این یکی از چالشهایه که توی مباحث آینده نگاری عمدتا باهاش روبرو هستیم. بعدا بیشتر در مورد آینده نگاری می نویسم چون هم بحث شیرینیه و هم این چندتا مقاله اخیر که روشون کار می کنم٬ همه یه جورایی به مباحث آینده نگاری مربوط میشند٬ حتی اون تکنیک حل مساله.

حرف آخر: دیروز بعد از ارایه یکی یه حرفی بهم زد که که برام جالب بود. جملش دقیق یادم نیست٬ ولی مضمون حرفش این بود که «ما همش در قید زنجیرهای بسته به دست و پای امروزمونیم٬ اونقدر که حتی وقتی یکی از پرواز میگه٬ فکر می کنیم طرف مجنونه…»

۱۶- نمودار چرخه عمر و منحنی عملکرد تکنولوژیک (پله پله تا ملاقات خدا)

۶ شهریور ۱۳۸۵ محمد ۱ دیدگاه

اول شرمنده که یه کم نوشتنم دیر شد. این هفته یه کم سرم شلوغ بود. یه جماعتی از مدیران دولتی با بی برنامگیهاشون و البته سرعت عمل مورچه ایشون دو پایی رفتن وسط تمام برنامه هام. اینجوری میشه که اونجوری میشه. خدا عوض خیر بهشون بده.Angry خوب ولش کن بریم سر اصل مطلب. این سری میخوام در ادامه مطلب پله پله تا ملاقات خدا بزنیم توی مباحث مدیریت تکنولوژی.

یکی از تکنیکهای رایج در بحث آینده نگاری تکنولوژی (Technology Foresight)٬ تکنیک منحنی عملکرد تکنولوژیک یا همان منحنی S تکنولوژیه. فعلا از این که آینده نگاری چیه بگذریم. بعدا احتمالا در مورد تحلیل مورفولوژیک می نویسم چون دارم روی مقالش کار می کنم٬ اونجا به آینده نگاری هم می رسیم. خوب فکر کنم اغلب با نمودار چرخه عمر یه پدیده آشنا هستید. نمودار چرخه عمر از چهار دوره تشکیل شده: دوران جنینی٬ رشد٬ بلوغ و افول. روی محور x نمودار چرخه عمر زمان نمایش داده میشه و روی محور y عملکرد پدیده مذکور. در مورد رشد یه محصول توی بازار و یا برای یه سازمان و حتی در مورد خود انسان هم نمودار چرخه عمر رو جاهای مختلف دیدید که ترسیم می کنند. به طور مثال برای یه شرکت تجاری میگند که ابتدا شرکت مذکور تاسیس میشه و تا مدتی توی مرحله جنینیه٬ بعد به مرور با پیگیری اهداف اولیه شرکت وارد مرحله رشد میشه و در ادامه رشد به مرور شرکت به اوج میرسه٬ که به اون دوران بلوغ میگند و بعد به مرور از اوج پایین میاد و وارد دوران افول میشه. البته توجه دارید که این مسیر حتما اتفاق نمیفته.Loser گاهی اوقات یه سازمان درست بعد از مرحله جنینی به افول کشیده میشه. نکته اینجاست در واقع نمودار چرخه عمر یه ابزار برای مطالعه یه پدیده و خط دهی به استراتژیها مطروحه برای اون پدیده با توجه به دورانیه که در اون قرار داره. به طور مثال استراتژیها و اقداماتی که برای یک محصول در دوره جنینی باید انجام داد٬ بسیار متفاوت تر از استراتژیهای بازار همون محصول در دوره بلوغه. آهان یه نکته دیگه هم یادم اومد. در ضمن بعد y هم در نمودار چرخه عمر ثابت نیست. به طور مثال بعد y برای یه محصول میتونه میزان تقاضا باشه و برای یه سازمان رشد عملکرد. پس بعد y برای مطالعه پدیده توی نمودار چرخه عمر متغیره. در واقع این خودش می تونه محرک تحقیقات جدید توی این زمینه باشه. یعنی این که هر کسی با توجه به ابعاد حیاتی یه پدیده این نمودار رو رسم کنه و بعد بیاد با مطالعه تجارب موفق و ناموفق٬ خطوط راهنمای استراتژیها و سیاستهای اون پدیده رو توی مراحل چهارگانه چرخه عمر استخراج کنه. پس نمودار چرخه عمر یه ابزار پشتیبان تصمیم گیری در مورد یه پدیده است. بسه دیگه بریم سر منحنی S.Nerd

منحنیه S تکنولوژیک چیه؟ منحنی S از دو بعد زمان (x) و عملکرد تکنولوژیک یه فناوری (y) تشکیل شده. منحنی S به جای چهار مرحله از سه مرحله تشکیل شده. در واقع بیان روایی منحنی S اینه که یه تکنولوژی در ابتدا ابداع یه حداقل عملکردی داره که با تحقیقات و بررسیهایی که میشه این حداقل عملکرد به کندی شروع به پیشرفت میکنه. علتش اینه که چون هنوز تکنولوژی مذکور همه گیر نشده و جذب منابع مالی برای تحقیق و توسعه تکنولوژی سخته. این مرحله فاز یکه منحنی S. بعد از این مرحله به مرور تکنولوژی مذکور جای خودشو بین تکنولوژیهای قدیمی هم رده خودش باز میکنه و به تبع اون با تحقیقات انجام شده سطح عملکرد تکنولوژی به مرور رشدش شتابان میشه. در ضمن توی این مرحله تکنولوژی میتونه منابع مالی مورد نیاز جهت رشدش رو هم به سرعت جذب کنه. این مرحله دومه. در ادامه رشد عملکرد تکنولوژی کند و به مرور خیلی جزیی میشه٬ دقیقا مثل قانون بازده نزولی. (اقتصاددونها میتونند این براتون توضیح بدند٬ من رو معاف کنید. دوستان میدونند چرا.Tongue) در انتها هم تکنولوژی به حد طبیعی عملکرد میرسه جایی که رشد عملکردش صفر میشه. توی این مرحله هزینه تحقیقات و شناسایی فرصتهای توسعه برای محصول مذکور خیلی زیاد میشه. درست مثل پیکان خودمون توی این چند ده سال اخیر. دیگه ارزش هزینه کردن برای تحقیق رو نداشت. البته توجه دارید که پیکان تکنولوژی نیست. منظورم از تکنولوژی مثلا موتورهای کاربراتوی و انژکتوریه. فقط برای تفهیم مطلب پیکان رو مثال زدم.

خوب اینم مرحله سومه. در انتهای این مرحله تکنولوژی به بن بست میرسه و باید با یه تکنولوژی جدید جایگزین بشه. یعنی باید بریم روی منحنی بالاتر و این منحنی S بالاتر معمولا شروعش از اواخر مرحله دوم منحنی حال حاضرمون باید شروع شده باشه. یعنی چی؟ یعنی باید تحقیق و توسعه بر روی تکنولوژی با سطح عملکرد بالاتر رو از اواخر مرحله دوم شروع بشه تا وقتی به بن بست تکنولوژی رسیدیم یه تکنولوژی برتر با سطح عملکرد بالاتر توی مرحله دوم داشته باشیم و بتونیم این دو تا رو با هم جایگزین کنیم. اگه این کار رو نکرده باشیم وقت به حد طبیعی عملکرد میرسیم باید تازه کلی وقت رو صرف کنیم و کلی هم هزینه بپردازیم تا توی منحنی بالاتر به سطحی برسیم که ببتونیم بهره اون رو ببریم.

تفاوت نمودار چرخه عمر با منحنی S چیه؟ اولا توی منحنی S ما افول نداریم. چون عملا عملکرد از سطح حال حاضرش پایینتر نمیآد. پس هیچ وقت نوک این S به سمت پایین نمیآد فقط در طول زمان میتونه کشیده و یا جمع بشه. در ضمن کارکرد این نمودار علاوه بر ماموریت چرخه عمر٬ آینده نگاری تکنولوژیهای سطح بالاتر و برنامه ریزی برای دستیابی و تحقق اونهاست. در واقع یه جور آماده سازی برای آینده. ثانیا منحنی S بر خلاف منحنی چرخه عمر همیشه اتفاق میفته فقط کشیدگی نمدار ممکنه متفاوت باشه. در تصویر زیر شکل بالایی نمودار منحنی S و شکل پایینی نمودار چرخه عمر رو به تصویر کشیده.

راستی یه نکته رو یادم رفت بگم. منحنی S یه قاعده کلی نیست. بلکه مشاهدات و مطالعات تاریخی زیادی که در حوزه تکنولوژی انجام شده این منحنی رو تصدیق میکنه. در واقع مزایای فراوان این تکنیک در زمینه برنامه ریزی جهت رسیدن به نقطه انفصال تکنولوژیک و تعیین زمان و رویکرد انتقال به منحنی سطح بالاتر٬ این شیوه رو در منظر برنامه ریزان تکنولوژی کاربردی جلوه داده. راستی یه چیز دیگم یادم رفت توی این تکنیک فرض بر اینه که آینده ادامه گذشته است.خوب فکر کنم تا همین جا برای امروز بسه. اینم از بخش دوم مطلب پله پله تا ملاقات خدا.

حرف آخر: بر ملک دلم سرور و مولاست حسین… میلاد امام حسین و باب الحوائج حضرت ابالفضل مبارک باشه.